فرازي از وصيتنامه سردار شهيد باقر سليماني

ار پروردگارا ! مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده تا که در ناريخ ثبت شود که شهدا با ميل و رضاي خود اين راه را انتخاب کرده اند و هيچ اجباري نبوده است . خدايا ! مي دانم که مرگم شهادت در راه توست اما از تو مي خواهم که اين شهادت را چنان نزديک بگرداني که هرگز کوچکترين نگراني در وجود امام عزيز نبينم . خدايا ! در برابر اين مشرکين هر چه بيشتر مرا خشمناک بگردان تا مبادا تحت تأثير رأفت انساني قرار گيرم و دستور اسلام را آن طوري که تو فرموده ي انجام ندهم . شما اي پدر بزرگوارم : از زماني که پا در جبهه اسلام – جنگ و جبهه داخلي گذاشتم ، هدفم اين بود که به اين متجاوزان و کفار و تجاوز گران شرق و غرب و منافقين داخلي و بالاخره ضد انقلاب بفهمانيم که ما اسلام را با هيچ چيز مقايسه نخواهيم کرد و در برابر دشمنان تا آخرين قطره خون مقاومت خواهيم کرد و هدف، همانطور که امام(ره) فرموده اند اين است که بکشيم تا کشته شويم.

بازخوانی وصیت‌نامه مداح اهل‌بیت(ع)، شهید رحیم جباری
هم حضرت امام(ره) و هم مقام معظم رهبری بارها تأکید کرده‌اند که وصیت‌نامه‌های شهدا را بخوانید. به‌راستی چه سری در این جمله‌ها نهفته است؟... آنچه در پی می‌خوانید متن کامل وصیت‌نامه یک شهید است که فرازهای عجیب و تکان‌دهنده‌ای دارد. شما را دعوت می‌کنیم به خواندن آن...

اعوذ بالله من الشیطان‌الرجیم
بسم‌الله الرحمن الرحیم

و قل رب انزلنی منزلا مبارکا و انت خیر المنزلین. مومنون/29
و بگو پرودگارا! مرا به منزل مبارک و جایگاه خیر و برکت خود فرود آر که تو بهترین فرودآورندگانی.
الحمد‌الله الذی بابه مفتوح للطالبین و رحمه واسع للعالمین و مغفره شفاء للمذنبین.
اللهم الجعل غنای فی نفسی والیقین فی قلبی، والاخلاص فی عملی
اللهم الجعل من الذین هدیناه فی سبیلک و وفقناهم به معرفتک، اللهم جعلنی من الذین کسبوا نفسنا مطمئنه منک لک.
هر که حرفی زکتاب دل ما گوش کند هرچه از هر که شنیدست فراموش کند تا ابد از دو جهان بی‌خبر افتد مدهوش هر که یک جرعه می از ساغر ما نوش کند
الهی! راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.
خدایا! اینک بنده‌ای تنها ار قعر ذلت‌ها و سیاهی ظلمت‌ها و انبوه غربت‌ها با تو سخن می‌گوید.
خدایا! اکنون گنه‌کاری دروازه قلبش را به رویت باز می‌کند و مشت چرکین و خروارها رسوایی را به امیدی بر تو ارزانی می‌ دارد.
بارالها! حال روسیاهی از اندرون گرداب معصیت فریاد بلندی سازد و از اعماق زشتی‌ها و پلیدی‌ها به تو مسئلت می‌نماید.
ای خدا! تو شاهدی که فراوانی گناهانم و کثرت عصیانم و شدت طغیانم مرا چنان شرمنده ساخته که خویش را شایسته آن نمی‌بینم که با تو سخن بگویم.
پروردگارا! تو خود گواهی که شرمسارم و پس از این همه گناه، دوباره در خانه‌ات را به صدا درآورم.
خدایا! از همه چیز و همه کس شرمنده‌تر منم.
خدایا! از آفتاب، از ماه، از ستارگان، از انس و جن و حتی از شیطان شرمنده‌‌ترم که همه در کار خود استوارند و به آنچه که برایش آفریده شده‌اند عمل می‌کنند، ولی این سست‌عهد چه ناپایدار است، چه پیمان‌‌ها که با تو بستم و شکستم.
خدایا! شرمسارم، تو دستم بگیر. خدایا! شیطان در تمام اعماق وجودم رخنه کرده و مرا از یاد تو بازداشته است.
خدایا! گاه در دریای گناهانم می‌نگرم؛ خویش را شقی‌ترین می‌یابم و از خودم مأیوس می‌شوم، آخر خدایا! کدام نماز را از این غافل می‌پذیری که دل به سوی کعبه داشتن چه سودی بخشد آن کس را که دل به سوی خداوند کعبه ندارد؟ و کدام دعا را از محجوب نفس اجابت می‌کنی؟ چه عذابی از حجاب سخت‌تر؟

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

وصیت نامه شهیدی که در وصیت نامه خود گفت موفق به دیدار امام زمان شده است

رجانیوز / گروه فرهنگي : در اینجا متن وصیت نامه شهیدی را خواهید خواند که در وصیت نامه خود اعلام می نماید که موفق به دیدار حضرت صاحب الزمان (عج) شده است .این شهید که در قطعه 24 گلزار شهدای بهشت زهرا(س) دفن است، روزانه توجه زائران بسیاری را از اقصی نقاط کشور و حتی دنیا به زیارت مزارش جلب می نماید .

بسم الله الرحمن الرحیم

استغفرالله
من مصطفی ابراهیمی مجد دعای فوق را که در زیارت حضرت صاحب الامر آمده تا به انتها جزو اعتقاد خود دانسته و این زیارت را به این جهت بیشتر متذکر شدم چون در انتهای دعا امام عصر(عج) را شاهد و گواه بر شهادتین خود میگیرم و از شما میخواهم که دعای فوق را خوانده و در آنجا من شهادتین را به طور کامل پذیرفته ام و علت ذکر نکردن فقط به خاطر طولانی شدن وصیت نامه است.
اشهدک یا مولای انی اشهدان لااله الاالله وحده لا شریک له وان محمد عبده و رسوله لا حبیب الا هو واهله واشهدک یا مولای ان علیا امیرالمومنین حجته والحسن حجته والحسین حجته وعلی بن الحسین حجته و محمد بن علی حجته وجعفر بن محمد حجته وموسی بن جعفر حجته ومحمد بن علی حجته والحسن بن علی حجته فاشهد انک حجته الله انتم الاول والاخر.الی آخر... و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ وسلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام.
برادران و خواهران دراین زمان ، رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را برملت ما کرده است و اسباب و مرگ لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است ومبادا که غافل باشید .
خدایا تو را شکر میکنم که عشق حضرت مهدی (عج) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر میکنم که مرا به زیور ایمان آراستی و قبل از هر چیز لازم است از آنان که واسطه کسب معارف الهی من بوده اند از خدا برای این بزرگوران طلب اجر و علو مقام کنم و اینان بودند که قلب مرا روشن ساختند تا توانستم کلام پاک و گوهر بار امام امت،خمینی بزرگ را با تمام وجود دریابم که چه بسا دیگران را در درک کلام او عاجز میدانم خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش.
بگذارید بعد از مرگم بدانند که همانطور که اساتید بزرگمان میگفتند:نوکر محال است صاحبش را نبیند من نیز صاحبم را، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را مینویسم دیدار مجدد او نصیبم نگشت.بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان میباشد از یاد او غافل نگردید دیگر در این مورد گریه مجالم نمیدهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفته ام مبادا که ریا شود و فقط که دیگر میگویم که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است ، واکنون به جبهه میروم تا پیروزی اسلام را نزدیک سازم و راه را جهت ظهور آن حضرتش بازسازم و امیدوارم که آن حضرت حکومتش را در زمان حیاتم ببینم (و ان حال بینی وبینه الموت) و خدایا اگر مرگ بین من و او حائل شد مرا از قبر خارج ساز هنگامیکه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حالیکه کفن بر تن دارم و...(دعا را در ابتدا نوشته ام ).

بر روی سنگ مزار شهید نوشته شده است اینجاخانه شهیدی است که به انتظار قیام مولایش آرام گرفته است

باری برادران میروم برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز در آورد چه خوب و نیکوست. و مادر با تو میگویم مادر: از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمین مباش بلکه شاد و سراپا سرور باش مادر تو بر گردن من حقهایی داشتی و نیز تو پدر متاسفم از اینکه حقوق شما را آن چنانکه خدا بر من قرار داده بود نتوانستم انجام دهم مرا ببخشید و از خدا بر من طلب عفو کنید و نیز بخواهید که هر کس که بر گردن من حقی داشته که نتوانستم ادا کنم مرا ببخشد واما مادر بر گردن تو حقی را میگذارم و آن این است که اگر من شهید شدم که خود را لایق شهادت نمیدانم بلکه باید بگویم مرگ یا اجلی به سراغ من آمد مادر چون تو روزی آرزو داشتی که من ازدواج کنم و امر خدایی را انجام دهم ولی تا کنون اینطور نشده بعد از مرگم به جای آنکه گریه و زاری کنی کارت عروسی تهیه کن در یک طرف اسم و در یک طرف دیگر نام شهادت را بنویس و مانند دیگر کارتهای عروسی و کاملا شبیه به آنها با کلمات سرور و شادی زینت بده و برای آشنایان و دوستان بفرست و آنها در جشن این موهبت الهی که نصیب من و تو شده دعوت کن و با شیرینی و شربت از آنها پذیرایی کن.
مادر اشک را بر چشم تو هیچ کس نباید ببیند زیرا هر قطره اشک ما چون دشمن اسلام شادان میکند پس گریستن دراین مورد امری است ناشایست.مادرم از اینکه شیر پاکت را حلالم کردی متشکرم و از اینکه چنین فرزندی داشتی سر افراز باش و لباس سرور به تن کن.
شما برادران و خواهرانم: فرزندانتان را به عشق مهدی (عج) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگهدارید. والسلام

وصیت نامه شهید ناصر کاظمی ( فرمانده سپاه کردستان )

در مکتب اسلام هر مسلمان موظف است وصیت نامه ای از خود بر جای گذارد البته تا اینجا که یادم است تاکنون چندین وصیت نامه نوشتم که متاسفانه بعلت اینکه سعادت شهادت نداشتم آنها قدیمی شده است این وصیت نامه جدیدم است . البته اینجانب معتقدم هر که هر کاری کرد و هر نوشته ای که جمع آوری کرده باشد ، با خود به آن دنیا خواهد برد و آن پروردگار یکتا است که باید قضاوت کند . شاید بیش از دو سال است که آمادگی شهادت را ، به نظر خودم دارا می باشم ولی نظر خودم اصلا شرط نیست نظر خداوند تبارک و تعالی شرط است .
وصایایم را به ترتیب ذیل ذکر می نمایم امید است که تمام دوستان مومن و معتقد ، در آخرت شفاعت ما را بنمایند .
·تنها مکتب رهایی بخش مستضعفین از دست مستکبرین ، مکتب انقلابی اسلام می باشد
·برای اینکه در این دنیای زودگذر گرفتار انحراف نفس نشوید ، همیشه به یاد خدا باشید
·جهت ادامه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی و متصل شدن به انقلاب جهانی حضرت مهدی ( عج ) همیشه سراپا گوش به فرمان امام و یاران صدیق و مومن امام که عملا در خدمت انقلاب و اسلام عزیز بوده اند ، باشید .
·ماهی یک بار به قبرستان شهداء بروید و درس مبارزه و ایثار و گذشتن از دنیا و پیوستن به شهدای صدراسلام را فرا گیرید .
·سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا حد امکان از نظر عقیدتی ، سیاسی و نظامی تقویت نمایید و به خصوص سپاه را در یک سازماندهی واحد و طی یک ضوابط واحد در سراسر مملکت بسط و گسترش دهید .
·از اینکه کاری اشتباه انجام داده اید از گفتن آن ابا نداشته باشید .
·سیاستمداران همیشه باید از افرادی مخلص و صادق و باتقوا باشند تا بتوانند سیاست مکتب اسلام را پیاده نمایند .
·سعی را بر جذب نیروهای جوان بگذارید نه دفع آنان .
·سعی کنید تحمل عقیده مخالف را داشته باشید مانند شهید مظلوم آیت الله دکتر سید محمد حسین بهشتی .
·ازاختلافات داخلی به خاطر رضای خدا و خون شهدای انقلاب اسلامی بپرهیزید
·سعی شود که قانون اسلام در مورد همه بطور یکسان اجرا شود و فرقی بین یک فرد عادی و سپاهی و روحانی و دولتمرد نباشد و امید است که مسئله زمین بنفع مستضعفین در حکومت اسلامی حل شود و دنیا ما را در این مورد الگو قرار دهد .
·اگر کسی مسئول شد موظف است که بر کار زیردستان خود تا حدامکان و توان نظارت نماید وگرنه باید از آن مسئولیت کنار رود .
·سعی شود که در سه وزارتخانه ، آموزش و پرورش ، وزارت کشور و وزارت امور خارجه بهترین و مکتبی ترین افراد وارد شوند و اگر چنانچه در این سه وزارتخانه مسامحه شود مسئولین در پیشگاه خدا و امت ، مسئول خواهند بود .
·زندان جمهوری اسلامی باید دانشگاه باشد و سعی شود اصلا ساختمانهایی که جدیدا جهت احداث زندان ساخته می شود با معیار کاملا اسلامی باشد و بهترین و مکتبی ترین افراد بازجو و زندانبان باشند .
·برای موفقیت در کردستان باید صفوف ضد انقلاب از مردم جدا شود با ضدانقلاب با قاطعیت و با مردم محروم و مستضعف کرد با مهربانی هر چه تمامتر رفتار شود .
·از تهمت زدن بدون علم و آگاهی به دیگران شدیدا پرهیز کنیم .
·اگر چنانچه جنازه ام پیدا شد در بهشت زهرا ( س ) خاک نمایید .
·تمام اموالم را به بی بضاعتهای واقعی طی تشخیص همسرم و خواهرم و برادرم تقسیم شود .
در پایان این نکاتی را که تذکر دادم هر کسی در رابطه با مسئولیتش جهت رضای خدا اگر درست است اجرا نماید وگرنه اجرا ننماید . در آخر خودم به این نتیجه رسیده ام که تمام اعضاء خانواده ام کاملا آماده شهادتند بخصوص همسرم و خواهرم و مادرم و برادرانم و پدرم دارا می باشد امید است که همگی مرا حلال بنمایند .

شهید
چه ساده لوح اند
انان که می پندارند،عکس تو را
به دیوار های خانه ام اویخته ام
و نمی دانند که من
دیوار های خانه ام را
به عکس تو اویخته ام!

اينک من مي روم تا انتقام سيلي زهرا بگيرم( وصیت نامه شهيد منصور کاظمي)

هوالرئوف
هرگز به من نگو که شما ساده ايد و با اين سخنان روحاني شما را مي فريبند و به مهلکه مي افکنند. اين همه خلوص را فطرت بيدار انساني نمي تواند در نظر نگيرد. کساني که در اينجا هستند به کدام اميد از راحتي شب و روز خود در تهران صرف نظر کرده اند و به اينجا آمده اند؟ شبهاي سرد اينجا را تحمّل مي کنند و روزهاي گرم يا لااقل پر گرد و خاک که اينها تنها قسمت هاي طبيعي اينجاست! رزمهاي فراوان که البته در اينجا کم است امّا در گردان هاي ديگر غوغا مي کنند. همه اين بچه ها اين چيزها را مي دانند پس چه چيز آنها را به اينجا مي کشاند؟!
شبهاي عمليات در وهله اول وحشتناک است پس چه چيز آنها را اينجا مي کشاند؟ به قول يکي از بچه ها حمله ها هم ديگر جاذبه خود را از دست داده است. بله اگر تحقيق کنيم هيچ جاذبه مادّي در حمله و جبهه و جنگ نمي بينيم؛ ولي آنچه که اين موجود وحشي را تا اين حد مقبوليت مي بخشد جاذبه مادّي نيست. اگر مي بينيم روز به روز بر آمار اعزام ها افزوده مي شود نه به خاطر تير و تفنگ است بلکه علّت اصلي آن است که بعد از چند سال که از جنگ مي گذرد، اين جماعت جنگ را با فطرت خويش سازگار يافته اند؛ اين اصل مطلب است و همه آن.
من مي روم امّا اگر زنده برنگشتم، به ياد محسن فاطمه گريه کن و اگر سلاح دشمن قلبم را پاره پاره کرد، به ياد حسنش گريه کن و اگر تير بر تارک سرم خورد و آن را دو نيم کرد، به ياد شوي فاطمه گريه کن و اگر بدنم را پاره و لهيده يافتي، به ياد حسينش گريه کن ولي اگر جسمم را ديگر هرگز نيافتي، به ياد فاطمه گريه کن که من نيز به ياد او بارها گريه کردم و هميشه گريه خواهم کرد؛ چون از او مظلوم تر سراغ ندارم.
اينک من مي روم تا انتقام سيلي زهرا بگيرم.
شهيد منصور کاظمي
رشته : مکانيک- دانشكده فني
تاريخ شهادت : 13/12/65
محل شهادت : شلمچه

وصيت نامه شهيد علی رضا لقیس شهيدي از جنگ سي و سه روزه
بسم الله الرحمن الرحیم
در حالی این وصیت نامه را می نویسم که تمام امید و آرزویم این است که خداوند مرا نیز در خیل شهداء قرار دهد و از او می خواهم که مرا در پیمودن این مسیر توفیق عنایت فرماید و قلبم را به عشق خودش و اهل بیت که جانشان را در راه برافراشته شدن بیرق حق گذاردند، منور سازد. ما باید معنا و مفهوم بذل جان برای دفاع از حق و اسلام را از سیره اهل بیت بیاموزیم و معنا و ارزش شهادت را نیز از سیره امام و آقایمان امام حسین آموخته و با آن زندگی کنیم.
وصیت اصلی ام خطاب است به خانواده و برادرانم:
به اهل بیت اقتدا کنید که آنان راه وصول به خشنودی و محبت خداوند هستند و هم آنانند طریق نجات از خشم خدا. شما را وصیت می کنم به پیروی از خط و راه امام خمینی (قدسره) که این خط اکنون در لبنان در حزب الله متجلی گشته است....
مادر عزیزم!!
ای گران ترین و گرانبها ترین و نیکوترین مخلوق خداوند در طول حیاتم! از تو می خواهم از من خشنود باشی و دعا کنی که خداوند مرا با اجدادت علیهم السلام محشور فرماید. هم چنین از تو می خواهم که در این مصیبت که مربوط به زندگی ماست، صبر پیشه کنی، چرا که این مصائب هدیه ای است الهی که خداوند آن را مختص به پیروان محمد و آل او (ع) گردانیده است.... و نیز از تو می خواهم که همچون عمه ات زینب (ع) باشی در حالی که برادر و پشتیبان و تمام عزیزان خود را از دست داد، پایدار و صبور ماند و ....
از تو به خاطر تربیت اسلامی واموختن طریق عشق به اهل بیت ا سپاسگذار و ممنوم، گرچه این تشکر، هرگز حق تو را ادا نخواهد کرد.
پدر عزیزم!!
برایت آرزوی شهادت دارم، چرا که می دانم شهادت از بالاترین درجات در نزد خداوند است و از شما می خواهم که مرا به سبب هر کوتاهی و تقصیری که از من به سبب فراموشی و یا هرگونه اهمالی سر زد، حلال کرده و ببخشید. از شما ممنونم که مرا به خط جهاد، راهنمایی کردید؛ چنانکه امام علی (ع) نیز فرموده است: " ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه ..." شما را در مورد برادرم حسین وصیت می کنم که او را در پیموددن راه جهاد و راهنمایی همیشگی کمک کرده و او را نصیحت کنید و منتظر نباشید تا از شما بپرسد، چرا که او اکنون نیازمند پندها و راهنمایی های شماست.
خواهر عزیزم «نور»!
باید خانه و همسر و فرزندانت برای تو در این دنیا، مهم ترین چیز باشد و خوب به آنان رسیدگی کنی و در حقشان کوتاهی نکنی! خصوصاً آنکه علی رضا و بقیه فرزندانت را که خداوند انشاءالله رزقت خواهد گردانید با عشق به جهاد و شهادت تربیت کن و لحظه ای از تقدیم آنان به قربانگاه شهادت در راه دفاع از دین ناب محمدی و آزاد سازی قدس و دفاع از حکومت امام منتظر (عج) سستی به خود راه مده!!
برادر عزیزم!
عادات و اعمال نامفهوم و گسستگی که اصالتا با رسالت اسلامی ما در این روزها متناسب نیست، رو به افزایش است و به نحوی در عقل جوانان رسوخ کرده که دیگر مبدل به مسئله ای بدیهی و عادی شده است: همچون ارتباط با نامحرم، بلند کردن مو به صورتی گنگ و نامفهوم، پوشیدن لباس های مد روز... و جوانان در این خیالند که اینها که در واقع آغاز راه انحراف و وارد شدن در حرام است، هیچ حرمتی ندارند.
اما در واقع کوچک شمردن این کارهای به ظاهر عادی، سبب کوچک شمردن نماز اول وقت و سپس خود نماز در نزد ما می شود. معمولا در 90 درصد فیلم های غربی ً شراب خواری امری عادی است، غرب در تلاش است تا این گونه کار ها را از راه فیلم ها برای ما منتشر سازد. تو باید حواست جمع باشد، تو همیشه تا هنگام مرگ و نه فقط در این سن و سال، در معرض این گونه مسائل خواهی بود. باید با عقلاء و مؤمنین مصاحبت داشته باشی و از افراد منحرف و روشن فکران مدرن گرا و متحدان دروغین دوری گزینی...
به خواهران عزیزم آیه و فاطمه
شما را وصیت می کنم که از اختلاط با نامحرمان دوری گزینید اگرچه که این مساله امروزه در مدارس و دانشگاه ها امری عادی شده است. هم چنین لازم است تمام مشکلاتی را که چه بزرگ و کوچک با آن مواجه می شوید را با مادرمان در میان بگذارید و به توصیه هایش عمل کنید و همیشه در کنارش بوده و به او اهتمام داشته باشید.
به سید حسنی نصرالله حضرت دبیر کل حزب الله
دوست دارم که نام شما را در وصیت نامه ام ذکر کنم، نه برای آن که شما را توصیه ای کنم، بلکه به خاطر آن که فضل و محبت شما را بر خودمان و بر تمام ملل عرب و مسلمان در 25 می(4خرداد.سالروز ازادسازی جنوب لبنان) و در هر عملیات رزمندگان، باعث سربلندی آنان شدید را یادآور شوم...
از خدا می خواهم که شما را تا ظهور حضرت حجت (عج) محفوظ نگه دارد تا همگی از جمله فرماندهان ارتشی باشیم که در برابرش به شهادت می رسیم.
به برادران رزمنده ام در حزب الله
خداوند اشتباهات و خطاهای شما را پوشاند و شما را با مشیت خود پیروز گردانید. به اذن خداوندچیزی که اکنون به نام کشور اسرائیل موسوم است به دستان شما از بین خواهد رفت. شما را به انجام کامل وظیفه و عدم اجتهاد در برخی موارد و در نتیجه کوتاهی در انجام وظایف توصیه می کنم که رمز قدرت و پیروزی ما التزام به تکلیف و اصل ولایت فقیه است که همچنان دلیل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و قدرتش در این ایام است که سبب ترس تمام مستکبران و طواغیت جهان گردیده و باعث شده تا تمام تلاش و اهتمام خود را برای گرفتن سلاح ما و تضعیف مقاومتی که حاکمیت اسرائیل را با حضور خود تهدید کرده و حافظ کرامت ماست، مصروف ساخته و بخواهند که ما را ذلیل سازند و" یأبی الله و رسوله و المومونون... "
به برادرانم در دانشگاه عربی بیروت
شما را به کار فرهنگی در دانشگاه توصیه می کنم چرا که جهاد فقط در جبهه جنگ نیست، بلکه هرکاری را که در مدارس و دانشگاه ها تحت وظیفه بسیج فرهنگی انجام می دهیم، خود یک جهاد است و هر کوتاهی در این زمینه، کوتاهی و حضور در رساندن حقانیت پیامی است که حزب الله سعی در انتشار ان در تمام جهان است. از اینکه در دانشگاه ها حزب اللهی هستید شرم نکنید و آن را پنهان نسازید، بسیار شاهد این ماجرا بوده ام. بلکه لازم است با تعامل و برخورد با دیگران در برتری و تحقیقات پژوهشی تان، تصویر روشن و خوبی از رسالتمان به همه بدهید... همه باید بدانند که فرزندان حزب الله فقط مجموعه یا گروهی در مرزهای جنگی نیستند بلکه آنان در همه زمینه ها و مجالات علمی و کاری حاضرند... در آخر از همگی تان طلب عفو و بخشش می کنم.
والسلام علیکم و الرحمه الله و برکاته
برادرتان بنده کوچک خدا علی رضا لقیس

 .

وصيت‌نامه شهید"محمد یوسف دمشق"(جواد عیتا) از فرماندهان جنگ 33 روزه
بالاتر از هر كار خيري، خير و نيكي ديگري است تا آنكه فردي در راه خدا كشته شود، و بالاتر از كشته شدن در راه خدا خير و نيكي نيست.رسول خدا(ص) با این عبارات انواع نیکی ها را به انواع جانفشانی ها و کشته شدن در راه خدا خلاصه کرد.و نشان داد که افراد در مراتب احسان وجانفشانی با یکدیگر متفاوت هستند.

این افرادی که جامعه مقاومت را بنا می کنند ،بهترین انان از شهدا و رزمندگانی هستند که سازندگان تاریخ این امت هستند."شهید قلب تاریخ است" او سازنده زندگی ایست چنانکه قلب نیز حیات بخش اعضاست و خون را به شریان های خشک جاری می سازد و بدین سان شهادت خونی ایست که در شریان های جامعه در حال موت جاری می گردد.شهادت برای چنین جامعه ای به سان تولد وحرکتی تازه است.بالاترین امتیاز شهادت را می توان به رساندن زندگی و خون تازه به اجزای مرده یک جامعه است.شهادت اولین و اخرین حضور در نبرد مستمر وتاریخی برگرفته از حق و باطل است.

برادرانم در مقاومت اسلامی !
اصلی ترین وصیتم حفظ و نگهداری مقاومت است یعنی همان پیامی که توسط سید شهیدان مقامت سید عباس موسوی و تمام شهیدان ایراد شده است و ما میدانیم که خداوند این مقاومت را عزت داده و منصور و مؤید ساخته است چراکه پرچمش "لا اله الا الله" و شعارش "الا ان حزب الله هم الغالبون"است.

مادرم !
قلمم از نوشتن درباره مادری که شهیدی را تقدیم داشته و دیگر فرزند خود را ترغیب می کند تا در راه برادراش قدم بگذارد،عاجز وناتوان است چراکه در ابتدا سخنش دفاع از مقاومت و یاری رساندن به آن است.و من اکنون شرمسار و خجول از نوشتن این جملات هستم.شما مارا تربیت نمودیدو به ما حفظ مقاومت و راه شهداء را اموختید.مادر! شما برای اعتلای "کلمه الله"و دفاع از این سرزمین و مقدسات ،قدم در این راه گذاردید چراکه این راه نزدیک ترین راه برای رسیدن به خداوند "عزوجل" است و همان راه جهادیست که امیر مؤمنان علی (ع) فرموده است:"الجهاد باب من ابواب الجنة فتحه الله لخاصة اوليائه".(جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند ان را برای خاصه اولیای خویش می گشاید).مادر!وقتی خبر شهادتم به شما رسید ،از شما می خواهم که صبور باشید و به حضرت زهرا (س) تأسی کنيد و موقعیت خانم زینب (علیها السلام) در هنگام شهادت برادرش را به یاد اورید که گفت: "اللهم تقبل منا هذا القربان" . از شما هم می خواهم چیزی را که این بانوی عظیم گفت بگویید.

بنده فقیر درگاه الهی وبه اذن خدا شهید"محمد یوسف دمشق"(جواد عیتا)

وصیت‌نامه‌ی شهید حسن آبشناسان

... آرزو داشتم، حج را در زمان حيات انجام دهم، چنانچه شهيد شوم، انجام شده است. محل دفن من، كربلا باشد، اگر راه كربلا را خود باز كرديم آسان است، ولي اگر زودتر شهيد شدم، پيكرم به صورت اماني باقي بماند تا پس از باز كردن راه و انقلاب عراق، اين كار انجام شود.
از فرزندانم مي‌خواهم در كسب دانش و خدمت به اسلام، كوشا
باشند...

وصيتنامه شهيد صنيع خانی: از كشته شدن سردنشويد كه پرچم اسلام باخون نگهداری شده
* اولين وصيتنامه شهيد سيد محمد صنيع خاني
بسمه تعالي
اگر بكشيد به بهشت مي‌رويد، اگر بميريد هم به بهشت مي‌رويد (امام خميني)
وصيت‌نامه اين‌جانب سيد محمد صنيع خاني فرزند موسي، 378/1332قم
ان‌شاء‌الله كه شهادت اينجانب مورد قبول خداوند و امام و امت قرار گرفته باشد. از قول من به تمام برادران و خواهران بگوييد كه همان‌طوركه امام فرموده‌اند پيروز خواهيم شد و از كشته شدن سرد نشويد كه پرچم اسلام با خون نگهداري شده است.
از پدر، مادر، خواهران، برادران و همسرم مي‌خواهم كه هيچ‌گونه ناراحتي به خود راه ندهند كه مرا خدا داده و خودش هم گرفته است.
به تمام دوستان و آشنايان بگوييد كه بنده را مورد عفو خود قرار دهند.
سيد محمد صنيع‌خاني
4/7/1359

وصیت نامه شهید عباس بابائی

وصیت نامه اول
( بسم الله الرحمن الرحیم )
همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد
. . . ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد. . .
. . . ملیحه جان اگر مثلا نیم ساعتی فکر کردی راجع به موضوعی هرگز به تنهایی فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران - امامان استفاده کن و کمک بگیر- نترس هر چه می خواهی بگو. البته درباره هر چیزی اول فکر کن . هر چه که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه چیز درست می شه ولی من می خواهم که همیشه خوب فکر کنی . مثلا وقتی یک نفر به تو حرفی می زند زود ناراحت نشو درباره اش فکر کن ببین آیا واقعا این حرف درسته یا نه . البته بوسیله ایمانی که به خدا داری.
ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد . اما برگردیم سرحرف اول اگر دوستت تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما به او کمک کن . تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی و یا نمی شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه.
هر کسی که به تو بدی می کند حتما از او کناره بگیر و اگر روزی از کار خودش پشیمون شد از او ناراحت نشو. هرگز بخاطر مال دنیا از کسی ناراحت نشو.
ملیحه جون در این دنیا فقط پاکی، صداقت ،ایمان ، محبت به مردم ، جان دادن در راه وطن ، عبادت باقی می ماند. تا می تونی به مردم کمک کن . حجاب ، حجاب را خیلی زیاد رعایت کن . اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت ، فامیلت را که چیزی نداره، کسی که بیچاره است او را از بدبختی نجات بده. تا میتونی خیلی خیلی عمیق درباره چیزی فکر کن. همیشه سنگین باش. زود از کسی ناراحت نشو از او بپرس که مثلا چرا اینکار را کردی و بعد درباره آن فکر کن و تصمیم بگیر. . .
. . . ملیحه به خدا قسم به فکر تو هستم ولی می گویم شاید من مردم باید ملیحه ام همیشه خوشبخت باشد . هرگز اشتباه فکر نکند . همیشه فقط راه خدا را انتخاب بکند . چون جز این راه راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد .
ملیحه باید مجددا قول بدهی که همیشه با حجاب باشی . همیشه با ایمان باشی . همیشه به مردم کمک کنی . به همه محبت کنی . در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است و راه خداست . . .
. . . اگه می خواهی عباس همیشه خوشحال باشد باید به حرفهایم گوش کنی . ملیحه هرچقدر میتونی درس بخون . درس بخون درس بخون . خوب فکر کن . به مردم کمک کن . کمک کن خوب قضاوت کن . همیشه از خدا کمک بخواه . حتما نماز بخون . راه خدا را هرگز فراموش نکن . . .
. . . همیشه بخاطرت این کلمات بسیار شیرین و پر ارزش را بسپار « کسی که به پدر و مادرش احترام بگذارد ، یعنی طوری با آنها رفتار کند که رضایت آنها را جلب نماید ، همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود . . .
ملیحه مهربانم هروقت نماز میخونی برام دعا کن .

گزیده ای از وصیت نامه شهید غلامحسین افشردی( حسن باقری )
در این موقعیت زمانی و مکانی ، جنگ ما جنگ کفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت ، خیانت به پیامبر ( ص ) و امام زمان ( عج ) و پشت پا زدن به خون شهداست . ملت ما باید خودش را آماده هر گونه فداکاری بکند ...
در چنین میدان وسیع و این هدف رفیع انسانی و الهی جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پا افتاده است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام و با خلوص نیت پیدا کنیم ...
... در مورد درآمدها چیزی به آن صورت ندارم . همین بضاعت مزجاه را هم خمسش را داده ام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگجویان و سربازان اسلام با سپاه کفر خرج کنند ...
غلامحسین افشردی ساعت 12 شب 27/7/59 اهواز

وصیت نامه شهید محمد بروجردی|::..
آخرين وصيت نامه سردار شهيد سپاه اسلام برادر محمد بروجردي كه در دفتر يادداشت ايشان نوشته شده بود :
بسمه تعالي
وصيت نامه اينجانب محمد بروجردي ( پدر دره گرگي ) پس از حمد خدا و طلب استغفار از او كه برگشت همه به سوي اوست و درود بر محمد و آل محمد و درود بر امام امت و درود بر همه شهيدان تاريخ از همه برادران كه در طول عمرم با آنها تماس داشته ام طلب آمرزش مي كنم و هركس كه اين وصيت نامه را مي خواند براي من طلب آمرزش كند زيرا كه من از دنيا با كوله بار خالي مي روم و بعد ازمن همسرم سرپرستي خانواده را به عهده دارد و ( حقوق و مقدار ارثي كه دارم به او مي رسد به غير از مبلغ 7000 ريال (‌هفتصد تومان ) كه بايد به مادرم بدهد و در صورت فوت همسرم برادر كوچكترم عبدالمحمد سرپرستي دو فرزندم را به عهده گيرد . )
و از اين كه نتوانسته ام براي خانواده ام به طور كلي مثبت باشم از همه پوزش مي طلبم و طلب آمرزش مي كنم .
والسلام

محمد بروجردي

خدايا تمام اين خونها اينطور به ثمر برسد كه به اراده خودت اين انقلاب به انقلاب حضرت مهدي (عج) ملحق شود.

شادی روح بزرگ شهید آقا محمد بروجردی صلوات بفرستید.
یا علی
ءگوش گن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا
چشم تو زينت تاريکي نيست
پلک ها را بتکان، کفش به پا کن، و بيا
و بيا تا جايي، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روي کلوخي بنشيند با تو
و مزامير شب اندام ترا، مثل يک قطعه ي آواز به خود جذب کنند.
پارسايي است در آن جا که ترا خواهد گفت:
"بهترين چيز رسيدن به نگاهي است که از حادثه ي عشق تر است

وصيت نامه شهيد سيد عبدالرضا موسوی فرمانده سپاه خرمشهر
بسم الله الرحمن الرحیم
الذین آمنو و هاجرو و جاهدو ا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله اولئک هم الفائزون ،یبشرهم ربهم به رحمه منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم خالدین فیها ابدا عند الله احر عظیم .
همسر عزیزم !رنج و درد بزرگ من این بود که بر خلاف تو چه فکر می کنم. دیدم هیچ گاه در این مدت نتوانسته ام همراه و همسر خوبی برای تو بوده باشم. صحبتهایت به من دلداری داد و بر امید و شوقم افزود و از آن طرف به بعد بود که دیگر دوری تان و جدایی از شما برایم سنگین نیامد و می دانم تو با این حرف ها و با این همه تاکید ،از لذت و راحتی در کنار هم بودنمان گذشتی و محرومیت و رنج و فداکاری را پذیرفتی و بی شک شما که زندگی و لذت و راحتی و همه چیزم هستید باید فراموش می شدید تا بتوانم رها شوم و به راهی پر افتخار گام بر دارم . چگونه خدا را سپاس بگذارم در زمانی که امتحان فرا رسیده است و ابتلا و محنت آغاز شده است .با ایمان و اطمینان به تو هر بند و باری را از پا و دوش خویش آزاد و رها ببینم و تو مرا در رستن از چاه و چاله و بیراهه یاری دادی و اکنون دغدغه از دست دادن چیزی را حتی تو و فرزندم را خود از دلم بیرون کشیدی . ناچارم نساختی که از شریف ترین موهبت خدا یعنی شهادت روی برتابم .بلکه یاری فراوانم رساندی .
همسر عزیزم !تو همیشه برایم مایه ی امید بودی و یار تنهایی و غربتم .اما محبوبم اگر کسی بخواهد برای خدا خود را فدا کند باید برای رهایی مردم اسارت و مرگ خویش را بپذیرد و برای بر خور داری محرومان باید محرومیت را بر خویش هموار سازد و در این راه زن و فرزند اویند که نخست فدا می شوند و در اولین قدم این تویی که باید بار سنگین و شکنند ه را پس ا ز من بر دوش برداری .و من اکنون به داشتن تو خوشحال و امیدوار و سر افرازم .
همسر عزیزم !صدیقه مهربانم !اینک که به تو می اندیشم و بیشتر از لحظه های دیگر امیدوارم که همچنان سخت و استوار و با ایمانی لبریز و یقین و اطمینان و دلبندی به وعده های خداوند مسئولیت فاطمه را که امید و جان و علاقه ام بوده فرصت آن را نیافتم که مدتی آن را خوب ببینم و اولین تجربه خویش را شروع کنم بر دوش بر داری .
همسر محبوبم !صدیقه صبور و آرام و مهربانم !چه سفارشی می توانم به تو داشته باشم ؟امید وارم تو با از دست دادن من هیچکسی را از دست نداده باشی و مخصوصا آنطور که مرا می شناسی امیدوارم که نبودن من خلایی در میان داشته های تو پدید نیاورد .
صدیقه عزیزم !از تو سخن گفتن هیچ گاه برایم بس نیست و میدانی که هر گز چنین سر نوشتی را برای فرزندم دوست نمی داشتم .هیچگاه نمی داشتم نهالی را که هنوز پا نگرفته و غنچه ای را که هنوز نشکفته است درتنهایی رها کنم .اما عزیزم تو خود خوب می دانی من قبل از این که به تو و فرزندم متعلق باشم به انقلابم و به راهی که مرا در ادامه اش سخت یاری داده ای متعلقم و تو خود بارها و بارهااسباب رهایی ام را از قید های نفس را فراهم نمودی و برایم داشتی و این است که در عین حال که سخت به تو و فرزندم عشق می ورزم و دوستتان می دارم ولی به راهی که رفته ام بیشتر دل بسته ام .آری هر چند دور ماندن .و غربت و تنهایی درد ناک است ولی در عوض من به یاری خدا در راه طولانی سراسر افتخاری را گشوده ام و به لطف خدا و یاری و کمک فراوان تو از دغدغه شما خود را رها حس می کنم .از خدا می طلبم تا وقتی که در صحنه پیکار حق و باطلم هیچگاه عشق به تو و فرزندمان لحظه ای بر انتخابم پرده نیافکند و مرا از صحنه افتخار بیرون نبرد . اکنون که وصیت نامه ام را خطاب به تو به پایان می برم امیدوارم که نبودن من هیچ کمبودی برای تو و فرزندمان در زندگی پدید نیاورد . وفای محکم و دوستی استوار و روح پر از صداقت و پاکی تو را فراموش نمی کنم .
پنج شنبه 9 بهمن 59
خدا حافظ – رضا

وصيت نامه سردار شهید محسن وزوایی


بسم الله الرحمن الرحیم (صفحه اول این وصیت نامه بدست نیامده است ) …ما ترس از شهادت نداریم و این تنها آرزوى ماست در این جبهه ها خداوند را مشاهده مى کنیم که چگونه ملتمسانه به کمک رزمندگان اسلام مى شتابد و آنها را نصرت مى دهد و به مصداق آیه شریفه که مى فرماید کم من فئة قلیله غلبت فئة کثیرة را مى بینیم که تعداد محدود لشکریان سپاه اعم از سپاه و ارتش و نیروهاى مردمى بر تعداد کثیرى از نیروهاى دشمن غلبه مى نماید بیاد دارم در عملیات بازى دراز در قسمتى از عملیات مقداد ما ۶ نفر بودیم و بر ۳۰۰ نفر غلبه پیدا نمودیم . در جبهه ها چنان روحیه ایمان و ایثار مفهوم پیدا میکند که گویى اصلا قابل تصور نیست هنگامیکه در قسمتى از عملیات صحبت از داوطلب شهادت مى شود دعوا بین برادران مى افتد اینها ارزشهایى است که ملت ا. . . ارزانى بشریت داشته است حقیر بزرگترین افتخار خودم را عبودیت به در گاه احدیت مى دانم . مى خواهم بگویم اى عازمان و اى عاشقان لقاء الله اى مخلصین اخلاق و اى کسانى که مشغول ریاضت کشیدن جهت نزدیکى به درگاه خدا هستید بیایید تا ببینید در جبهه ها چگونه برادران شما به آن درجه از نزدیکى به درگاه خداوند رسیده اند که نوجوان تازه داماد پس از ۳ ساعت که از عروسیش میگذرد در جبهه حاضر مى شود آخر در کدامین مکتب چنین ارزشهایى را سراغ دارید خدا را شاهد مى گیریم هنگامى که در ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ در سر پل ذهاب بواسطه اصابت گلوله تانک زخمى شده بودم خون زیادى از بدنم رفته بود وقتى به کمک الهى نجات پیدا کردم در بیمارستان زجر زیادى مى بردم آنگونه که شاید قابل تصور نباشد بطوریکه در یک شب ده عدد والیوم ۱۰ به من تزریق شد تا کمى آرام گرفتم اما هنگامى که درد مى کشیدم در عین زجر بدنى از لحاظ معنوى و روحى لذت مى بردم حس مى کردم که بار دوشم سبک مى شود و هنگامى که شخص پرستار مراقب من به مسخره مى گفت چرا این کارها را کردى و خودت را به این روز انداختى به خمینى بگو تا بیاید درستت کند به او گفتم خدا خودش درست مى کنه و همینطور هم شد . وا… قسم وقتى کمى از فشار کارم کم مى شود در خود احساس ضعف و کوچکى مى کنم . آخر میدانید اى امت شهید پرور ایران امروز در شرایطى هستم که لحظه اى غفلت خیانت به اسلام و قرآن است باید با هم براى خدا تا آنجا که در توان داریم کوشش کنیم امروز تمام مزدوران و طاغوتیان به مقابله با انقلاب عزیز اسلامى پرداخته اند در راس آن به تعبیر امام شیطان بزرگ آمریکا و به دنبال او تمامى وابستگان دیگرش پس از خدا غافل نشوید که پشیمانى سودى ندارد و ما باید به تعبیر امام تکلیف را عمل کنیم اگر توانستیم پیروز مى شویم و اگر کشته هم بشویم شهید هستیم و این نیز خود پیروزى است . پس ما نباید نگرانى داشته باشیم این منافقان از خدا بى خبر باید بدانند که ملت آنها را شناخته است اکنون که ملت در جبهه ها حاضر شده است شمابیشتر ملت بیگناه را ترور مى کنید شما نامردان تاریخ هستید که روى تمامى جباران تاریخ را از یزید بن معاویه گرفته تا به هیتلر سفید کرده اید شرمتان باد اى خود فروختگان به اجنبى آخر چگونه حاضر مى شوید از کودکان شیرخوار گرفته تا روحانیون معظم و جان بر کف این راهیان راه ا… را ترور نمایید . این امت باید بداند از بزرگترین خطراتى که انقلاب را تهدید مى کند آفت نفوذ خطوط انحرافى در خط اصلى انقلاب یعنى همانا خط امام است پس خط امام را دنبال کنید و امام را تنها نگذارید که نمى گذارید شما امت مسلمان ایران در تاریخ جهان نمونه هستید شما فرزندانى تربیت نموده اید که شهادت را بالاترین سعادت خود مى شمارند و فقط روى پشتوانه الهى حساب مى کنید و شکست در راه چنین حرکتى مفهومى ندارد خدا را شکر مى کنم که نعمت زجر کشیدن در راهش را نصیبم نمود خدا را شکر مى کنم که نعمت شرکت در عملیات بمنظور روشن کردن سرزمینهاى سرد و بیروح گشته از وجود صدامیان به نور خدایى نصیبم شد و از خدا مى خواهم که شهادت در راهش را نصیبم فرماید و آنگاه که به مشیت الهى از این دنیاى فانى رفتم در زمره شهدا به حساب مى آیم و از خدا مى خواهم که مرا به حال خود وا مگذارد که بنده اى حقیر و زبون هستم و به درگاه کسى غیر از تو نمیتوانم رو بیاورم اللهم الرزقنا شهاده فى سبیلک و اما پدر و مادرم از وجود داشتن چنین پدر و مادرى بر خود مى بالم که افتخارش بر پایه نماز و روزه و خلاصه دستورات الهى است . پدرم ! هنگامى که بیاد مى آورم در سنین کودکى صداى فریاد شما در سحر بمنظور نماز در گوشم مى پیچید که محسن نمازت قضا نشود . امروز هم همچون نوایى دلنشین در گوشم طنین مى افکند و شکر نعمت خداى را مى نمایم سفارش مى کنم همانگونه که تا به حال عمل کرده اید به یارى امام بشتابید و او را تنها نگذارید . و در آخر برادران و خواهرانم به امید اینکه انقلاب حرکتى است بمنظور اثبات حق و این مسئولیت بر گردن همگى ماست دستورات الهى را فراگیرید و در عمل نیز آنها را بکارگیرید . بخصوص عبدالرضا و محمود و حمیده شما فرزندان انقلاب هستید من هر چه باشد مدت زیادى از سنم در زمان طاغوت گذشته است اما شما امروز نعمت حکومت اسلامى بر خور دارید و این بزرگترین موهبتى است که خداوند به شما ارزانى داشته است قدر آنرا بدانید و شکر نعمتش را بجا آورید . در آخر مى خواهم که ۱۴ روز روزه و سه ماه نماز قضا برایم بجا آورید و راجع به آنچه که دارایى من محسوب مى شود آنطور که پدرم تصمیم بگیرد اجرا شود منتهى سعى شود این مقدار محدودى که دارم در جهت کمک به جنگ و امور اسلام اختصاص داده شوددر ضمن اگر نتوانستید جنازه ام را به عقب بیاورید آنرا به روى مینهاى دشمن بیندازید تا اقلا جنازه من کمکى به اسلام کرده باشد . انشاءالله و من الله التوفیق ۲۶/۱۲/۱۳۶۰ ساعت یازده شب جبهه بلد – دزفول

 

وصیت نامه علمدار مرصاد(شهید رضانادری)

66/8/28 قبل از عملیات نصر 8
قسمتی از وصیت نامه شهید رضا نادری


بسمه تعالی
به نام خدای محمد و دینش،علی و ولایتش، حسین و خونش و مهدی و نایبش، ستایش ایزد یکتا را که نامش موجب شور و حال مومنان است و ذکرش امید زندگانی ذاکران
همانکه در محضر وجود اقدسش عاشقانی پاکباز پرورش یافته که تراوش عشق خود را آمیخته با خون خویش به حضور رب العالمین تقدیم می کنند.عاشقانی که آتش عشق او را در سینه پنهان داشتند و مرغان زندانی در قفس بودند که در آرزوی گشایش زندان تن، شب ها در دل تاریکی جبین حقارت وعبودیت خود را بر خاک سائیدند و اشک روان خود را در سجده گاه عشق جاری کردند. آنان بسان پروانگانی به گرد شمع رخ یار از شب تا به سحر آنقدر چرخیدند تا اینکه پر و بالشان طعمه حریق شمع جانانه گشت و زندان و حجاب تن را دریده و مرغ جانشان را به عروجی ملکوتی به پرواز در درآوردند و به شهادت که فخر اولیاست دست یافتند.
نائل شدن به این مقام که از اوج کمالات است هدف والای آفرینش و نهایت زجر و مشقت هایی است که در راه یار بر عاشق زار وارد می شود. الها اگر عشق این است و اگر آن تنها مختص به وجود اقدس توست پس این از خدا بی خبران که به همه چیز به غیر تو عشق بسته اند چه می گویند و اگر مرگ به بهترین وجه خود شهادت با جامه خونین است پس مردن در بستر خواب در روزگار شهادت فاجعه بسیار دردناکی است.
و اگر دنیا محل آزمایش و شناخته شدن مدعیان واقعی اسلام از بین منافقان به ظاهر مسلمان است پس طالبان آن که به این متاع اندک دنیا دل خوش کرده اند چه توشه ای برای آخرت خود مهیا ساخته و اگر ولی فقیه برای احیاء دین و قرآن در روزگاری که دنیای کفر در برابر تمام اسلام قد علم کرده، تکلیف جهاد را از اهم واجبات و عبادات برمی شمارد پس این تکلیف نشناسها که جان خود و فرزندان و عیال خود را از اسلام عزیزتر دانسته و تکلیف خود را بسان کوفیان بر طبق مرادشان، خود تعیین می سازند چه امیدی به آخرت نیکو در جوار حق تعالی و ائمه هدی دارند؟
و اگر جهاد بهترین تفریح و سرگرمی مومن است پس گردشهای شهوت آمیز جوانان غافل، که با لباسهای رنگارنگ و موهای آنچنانی و قیافه های مضحک در خیابانهای شهر عمر خود را به بطالت می گذرانند چه است؟
و اگر این اشخاص بی تفاوت انسانند پس فرق آنان با بهائم که جز خورد و خوراک در ادراک خود چیز دیگر ندارند چه است؟
و اگر انسان واقعی را در جبهه می توان یافت پس در لاک فرورفتگانِ جان دوست، در دیار غم و تاریکی چه امیدی به روشنایی و فجر دارند؟ واگر خون عزیز ترین فرزندان این مرز و بوم مسئولیتهای سنگین بر دوش یکایک افراد جامعه می گذارد پس تمسخر به جبهه و بسیجیان که اصل دین و اسلامند و احساس نکردن اندکی مسئولیت بر دوش خود از طرف قشر به اصطلاح متفکر چیست؟
آیا کمی به خود نگرش و تعمق نموده اند که دراین بیشه دلیران سربار و زالویی بیش نیستند که جز مکیدن خون اجتماع بها و ارزشی دیگر نمی توان برای آنان قرار داد.
الهی هر آنکه را که بخواهی به راه آوری طعم شیرین حضور جبهه را به او چشانی و او را عاشق و شیدای سرزمین خون و لاله های پرپر سازی و کسی که در این دیار معنی چگونه زیستن، عبادت، اخلاص، ایثار، استقامت، شجاعت و تمامی تبلورهای شرف و مردانگی را دانست ساکن همیشگی جبهه می شود
و بیرون آمدن از فضای عطرآگین جبهه را به معنای افتادن در زندان و غنودن در زیر سایه بلند کاخ شیطان درون و فنا شدن در منجلاب و پارگین ناپاک دنیا می داند و بی خبران از این خوان رحمت حق تعالی از جبهه به عنوان فنا شدن و بدبختی یاد می کنند و گریزان از جبهه بسان موشهای بزدل در سوراخها خزیده و بی بهره شدن خود از چشمه های معرفت و عشق را به حساب زندگی شخصی خود در بین مردم دانسته حال آنکه کجایند تا ببینند که زندگی هرچه هست اینجاست.
بر چهره گرفته و غمین بسیجیان در شهرها منگرید که داغ یاران از پیش سفر کرده خود از طرفی و غم دنیاپرستان بی تفاوت شهرها در قبال خون یارانشان از طرف دیگر سیمایشان را درهم کشانده. وقت مسرت و سرمستی شیران بسیجی به هنگام جهاد است. آنجا که به وصال دلدارشان نزدیک اند. آنجا که می دانند که در مسیر شط خون یارانشان در حرکتند.
براستی که بسیجیان شیران و سلحشوران جبهه اند و مظلومان و گمنامان شهرها.
به خدا قسم این دنیا با تمام ظواهر فریبنده اش برای عاشقان بسیجی بسان قفسی است که دیگر طاقت ماندن در آن را ندارند و چشم امیدشان به گشودن درب زندان قفس دوخته گشته تا اینکه روزی روی دلدار و حبیب خود را ببینند و در آغوشش پر بگشایند.

برگرفته از
ءوصيت‌نامه شهيد «مجيد بقايي» فرمانده قرارگاه كربلا
مجيد بقايي در وصيت نامه خود نوشته:
بله ما هم مي‌جنگيم و تن به هيچ گونه سازشي نمي‌دهيم و با شعار هميشگي يا فتح يا شهادت مي‌جنگيم و بر سياست «نه شرقي نه غربي» سرسختانه پا مي‌فشاريم، چون معتقد به خداييم.




بسم‌الله الرحمن الرحيم
سلام و درود و دعا بر امام و امت امامي كه ما بايد با تلاش و جهاد و ايثار و شهادتمان رهبري و امامت جهانيشان را عينيت بخشيم و جهاني انقلابي و اسلامي بسازيم. انقلاب خونينمان سنگر به سنگر كفر جهاني را عقب نشانده و اين بار با رحمت خدايي «جنگ» مقدمهاي شده براي تشكيل و اتحاد جماهير اسلامي «انشاءالله» و بدانيد كه اين موضع، ايثار مي‌خواهد و خون كه پيامدش نصرالهي است كه پيروزي اسلام در اثر رنج و سعي و كوشش و زجر و ناراحتي و خون دادن است.
بله ما هم مي‌جنگيم و تن به هيچ گونه سازشي نمي‌دهيم و با شعار هميشگي يا فتح يا شهادت مي‌جنگيم و بر سياست «نه شرقي نه غربي» سرسختانه پا مي‌فشاريم، چون معتقد به خداييم. برادران خواهران هيچگونه اندوه و حزن به دل راه ندهيد چون ميدان آزمايش است و زمان امتحان و شما برتريد اگر مومن باشيد و از رهبر، عصاره مكتب بيامزيم كه چون كوه استوار در مقابل دشمن و چون كاه در مقابل خدا ايستاده است و ما هم در مصائب بايد همچون كوه باشيم. خدايا معبودم، اي آن كه همه چيزم به توست، اي آن كه نه در كاغذ مي‌گنجي و نه با قلبم وصف مي‌شودي تار و پودم آغشته به گناه است كه فعلا ياراي صحبت ندارم و هر وقت مي‌خواهم زبان بگشايم شرمنده‌ام.
با اين وضع رحمي بر من كن. مرا ببخش. مي‌دانم كه بخشنده‌اي و مهربان، بارها فكر كرده‌ام و در نهايت به اين نتيجه رسيده‌ام كه فقط در لباس شهيد و با محتواي شهيد مي‌توانم در دادگاهت حضور يابم به جز اين هرگز، كه شرمنده‌ام و رسوا.
خدايا شاكرم از اين كه تا اين حد هدايتم كردي. خدايا اگر قدمي در راهت برداشتم از من بپذير. معبودم مي‌دانم كه چيستي ولي در دل خانواده‌مان صبري وافر بگذار كه مي دانم بدون صبر تحمل چنين مسئله‌اي را ندارند.
خدايا ملتمسانه ميگويم و بارها گفته‌ام كه جگر گوشه امت - امام عزيز - خميني كبير را تا ظهور حضرت مهدي (عج) براي امت نگهدار.
آمين
خدايا بار پرودگارا آن كساني كه حافظ انقلابند حفظ و دشمنان انقلاب را نابود گردان. امين
خدايا به خوبي م‌دانم و برايم ملموس است كه بهترين را به سويت مي‌كشي و حجابشان را مي‌دري اين را در خود نمي‌بينم ولي شادي دگرگوني در درونم چنين فيضي را نصيبم كند.
خدايا ديگر دعايم سلامتي مجروحين و صبر به معلولين است.
و اما خانواده عزيز و پدر و مادر خوبم كه خيلي عذابتان دادم و هميشه به شما مي‌گفتم براي اسلام مي‌خواهم خدمت كنم و شما بنا به علائق مي‌گفتيد كه بالاخره از دست ما مي‌روي و اين را هميشه به شما مي‌گفتم و آخرين بار هم مي‌گويم كه من و ما و شما و همه از كس ديگريم و هر وقت امانت را بخواهد پس مي‌گيرد و كسي را دخل و تصرفي در آن نيست.
به هر جهت نمي‌دانم مي‌پذيرد يا نه ولي انشاءالله مي‌پذيريد. و مرا حتما مي‌بخشيد و حتما بر زبان مي‌آوريد كه تو را بخشيدم.
خدا به شما صبر بدهد. صبور باشيد كه درجه و مراتب انسان صبور و صابر بسيار بالاست. مادر ، اگر بر كردي فاطمه زهرا (س) به تو مرحبا مي‌گويد و ملائك تو را دلداري مي‌دهند.
انشاءالله
و اما برادرم حميد! در همين راه كه هستي به جمهوري اسلامي خدمت كن و پايه‌هاي جمهوري را محكم بگردان كه خدا ياري و هدايتتت مي‌كند و اصلا به اين دنيا پست و بي ارزش دل مبند كه فقط اسباب آزمايش است و امتحان.
و برادر و خواهرم! شما هم قدر جمهوري اسلامي را بدانيد كه نعمت بزرگي است و كوچكترين كفران نعمت محاكمه دارد. و جدا هميشه به فكر اسلام باشيد. انشاءالله مرا مي‌بخشيد. التماس دعا دارم.
و اما دوستان خوبم، برادران و خواهران! از شما كه از من رنجيدگي داريد، مي‌خواهم كه مرا ببخشيد و اگر بدي كرده‌ام از من بگذريد.
تذكرم اين است كه امام را رها نكنيد.
و از كليه اقوام - آشنايان، دوستان طلب بخشش مي‌كنم و اميدوارم اگر بدي كرده‌ام، ببخشند. حتما برايم دعا كنيد. حتما دعا براي امام و براي من و براي مومنين را فراموش نكنيد.
والسلام
بنده حقير و ذليل - خدمتكار اسلام اگر بخواهد
شوش دانيال - 30/2/60
التماس دعا
مجيد بقايي

وصيت‌نامه جانباز شهید سید مجتبی علمدار

... اولين وصيت من به شما راجع به نماز است چيزي را كه فرداي قيامت به آن رسيدگي مي كنند نماز است. پس سعي كنيد در حد توانتان نمازهايتان را سروقت بخوانيد و قبل از شروع نماز از خداوند منان توفيق حضور قلب و خضوع و خشوع در نماز طلب كنيد به همه شما وصيت مي كنم همه شمائيكه اين صفحه را مي خوانيد، قرآن بخوانيد بيشتر بشناسيد، بيشتر عشق بورزيد، بيشتر معرفت به قرآن داشته باشيد و بيشتر دردهايتان را با قرآن درمان كنيد. سعي كنيد قرآن انيس و مونستان باشد نه زينت دكورها و طاقچه هاي منزلتان ، بهتر است قرآن را زينت قلبتان كنيد به دوستان و برادران عزيزم وصيت مي كنم كاري نكنند كه صداي غربت فرزند فاطمه (س) مقام معظم رهبري(ره) را كه همان ناله غريبانه فاطمه (س) خواهد بود به گوش برسد همان طوري كه زمان امام خميني(ره) گوش به فرمان بوديد و در صحنه هاي انقلاب حاضر و آماده ايثار جان و مال و زندگي [باشيد]... شيعه ها، مسلمانها، حزب اللهي ها، بسيجي ها و ...نگذاريد تاريخ مظلوميت شيعه تكرار شود. بر همه واجب است مطيع محض فرمايشات مقام معظم رهبري كه همان ولي فقيه مي باشد، باشند. چون دشمنان اسلام كمر همت بسته اند ولايت را از ما بگيرند و شما همت كنيد. متحد و يكدل باشيد تا كمر دشمنان بشكند و ولايت باقي بماند. وصيت مي كنم مرا در گلزار شهداي ساري دفن كنند و تنها اميد من همان دستمال سبزي است كه هميشه در مجالس و محافل مذهبي همراه من بوده و به اشك چشم دوستانم متبرك شده آن را بر روي صورتم بگذارند و قبل از آنكه مرا در قبر بگذارند، مداحي، داخل قبرم رود و مصيبت جده غريبم فاطمه زهرا(س) وجد غريبم حسين (ع) را بخواند به شب اول قبرم نكنم وحشت و ترس چون در آن لحظه حسن است كه مهمان من است ... از اعماق قلبم مي گويم، من از ظلمت و فشار قبر خيلي مي ترسم شما را به حق پنج تن آل عبا تا مي‌توانيد برايم دعا كنيد و نماز شب اول قبر را براي من بخوانيد، زماني كه زير تابوت مرا گرفتيد و به سوي آرامگاه مي بريد تا مي توانيد مهدي (عج) و فاطمه(س) را صدا بزنيد.

وصيت نامه شهید حاج احمد كاظمي (به مناسبت سالگرد شهادت )


شهيد احمد كاظمي در وصيتنامه خود نوشته است:خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.

متن وصيت نامه سردار سرلشكر پاسدار شهيد احمد كاظمي فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي:
الله اكبر
اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله
خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.
نمي‌دانم چه بايد كرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي‌كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم.
اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين.
راستي چه بگويم، سينه‌ام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.
گرچه بدم ولي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا مي‌بيني، دوست دارم بنده باشم، بندگي‌ام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌كنم، از روي سركشي نيست. بلكه از روي ناداني مي‌باشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فكر مي‌كنم، مي‌بينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي كريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، كار خوب نكردن، بندة خوب نبود،... ديگر...
حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عكس نگاه مي‌كنم. از درد سختي كه تمام وجودم را مي‌گيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بي‌منتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم كه بايد سختي دوران را طي كنم. الله اكبر خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همة بندگان خوبت قسم مي‌دهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم،
عده اي حرف حق زدند اما / ظاهرا حرف ها دو پهلو بود
در شب حادثه فرا روي مرگ / ذکر احلي من العسل شرط است
در پي باغبان دوان بودن / با گل زخم در بدن شرط است
يعني اينجا زبير هم باشي / امتحان در صف جمل شرط است *
وصیت نامه شهید مهدی زین الدین
اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام، اعتقاد داشتن به امام حسین(ع) است. هیچ كس نمی‌تواند پاسداری از اسلام كند در حالی كه ایمان و یقین به اباعبدالله‌الحسین(ع) نداشته باشد.
اگر امروز ما در صحنه‌های پیكار می‌رزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته كه به دست شما رزمندگان و ملت ایران، اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت امام زمان(عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین(ع) است. من تكلیف می‌كنم شما «رزمندگان» را به وظیفه عمل كردن و حسین‌وار زندگی كردن.
در زمان غیبت كبری به كسی «منتظر» گفته می‌شود و كسی می‌تواند زندگی كند كه منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان(عج). خداوند امروز از ما همت، اراده و شهادت‌طلبی می‌خواهد.

وصیت نامه شهید یونس زنگی آبادی * قائم مقام فرماندهی تیپ امام حسین (ع) *

بسم الله الرحمن الرحیم
قائم مقام فرماندهی تیپ امام حسین(ع)لشگر41 ثارالله
(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
بسم الله الرحمن الرحیم
علی(ع): (بالاترین مرگها شهادت است)
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص. (قرآن کریم)
(همانا خدا دوست می دارد کسانی را که در راه او صف زده، گویا ایشانند بنیانی ساخته شده )
با سلام بر امام زمان(عج) ، رهبر انقلاب ، رزمندگان ، شهداء و شما ملت شهید پرور؛
هر بار که عملیاتی می شود چندین نفر از یاران امام از جمع رزمندگان به سوی معشوق رهسپار میشوند و دعایشان که اول پیروزی بر دشمن و بعد شهادت است مستجاب می شود. دعای ما نیز این است و حال نمیدانم که در این عملیاتهای آخرین آیا خداوند رحمان دعای این عبد منان و ذلیل را مستجاب می کند یا نه. بلی این راهی است رفتنی و همگی باید از این گذرگاه و این کاروان که دنیاست عبور کنند، با توشه هایی که خودشان برداشته اند و کِشتی که روی این مزرعه انجام داده اند، باید رفت و هیچ تردیدی در آن نیست. حالا که باید برویم چه بهتر از اینکه در راهی خوب قدم بگذاریم و در آن برویم، ما که در این راه قدم گذاشته ایم امیدوارم که خداوند ما را ثابت قدم بدارد و به برکت خون شهداء ما را نیز ببخشد. من از خدا می خواهم که مرگ مرا شهادت و در راهش از من قبول بفرماید و ما را در جوار رحمتش با شهدای مخلص همراه بفرماید. این مسیر، مورد تأیید انبیاء و اولیاء خدا بوده و امیدوارم که بتوانم خودم را در این مسیر حفظ کنم و نلغزم و از خدا میخواهم مرا ثابت قدم بمیراند.
مسئله ای که هست این است که این بدن برای روح انسان قفس است و روح ملکوتی انسان در آن زندانیست و این بدن است و دست ماست که چگونه آنرا بکار ببریم، آیا او را در راه صاحبش تعلیم دهیم و یا دشمنش که هوای نفس و شیطان است و بعد از تعلیم با مرگ است که قفل این قفس شکسته شده و روح انسان پرواز می کند، به سوی رب و حال مانده است برداشت بذری که در این دنیا کاشته ایم، خوب کاشته ایم که موقع برداشت خوب برداشت کنیم و یا بد کاشته ایم که مطابقش برداشت کنیم.
میخواستم سخنی هم با ملت داشته باشم اما می بینم که فهم ملت بالاتر از سخنان من است و بالاتر از صحبتهایی که من می کنم ولی بخاطر یادآوری چند کلمه ای میگویم همانطور که دیگر شهدای عزیز ما در وصیتنامه های خود ذکر کرده اند و همانگونه که شما به آن عمل می کنید این است که مواظب منافقین داخلی باشید و نگذارید آنها پا روی خون شهدای ما بگذارند و ثمره خون شهدای ما را پایمال کنند و همانگونه که تا به حال ثابت قدم بوده اید از این به بعد نیز پا در رکاب باشید.
عرضی هم با خانواده دارم و این است که خوشحال باشید، توانستید هدیه ای یا بهتر است بگویم امانتی که خدا بدست شما داده است توانستید به نحو احسن تربیت کرده و به راه خدا رهسپار کنید و امانت او را پس دهید. اگر می خواهید فغان و زاری کنید در فقدان من، من حرفی ندارم اما شما کمی فکر کنید آیا خون ما از خون امام حسین(ع) ، حضرت علی اکبر(ع) ،72 تن از یاران عاشورا و یاران حسین(ع) رنگینتر است. از آنها بگذریم چون به پای آنها نمی رسیم آیا خون ما از شهدای عملیاتهای قبل رنگینتر است. چگونه آنان در راه حق فدا شدند ما هم مثل آنها و از آنها کمتر، از این که بگذریم آیا شما از زینب(س) بالاترید آیا از فاطمه زهرا(س) بالاترید آیا از مادران و پدران دیگر شهدای ما بالاترید، چطور آنها در فقدان عزیزانشان صبر می کنند و شکوه و شکایت را برای آخرت می گذارند، در آنجا به شکایت قوم ظالم برخیزید شما نیز دل خود را پهلوی دل آنها بگذارید و خود را مانند آنها کنید اجر و ثوابش بیشتر از ناله و گریه و زاری کردن است.
از شما می خواهم مرا عفو کنید زیرا نتوانستم آنطور که شما می خواستید باشم امیدوارم که مرا ببخشید. در ضمن لازم است که بگویم برای من نماز قضا بخوانید و تعداد 18 روزه قضا دارم که اگر موفق نشدم بگیرم شما بگیرید.
دیگر عرضی که قابل گفتن باشد ندارم فقط از شما می خواهم که امام امت را تنها نگذارید و از خدا میخواهم که امام امت را تا ظهور حضرت حجت(عج) حفظ کند. رزمندگان اسلام را پیروز فرماید، ظهور امام زمان(عج) را نزدیک فرماید و اسلام را در سراسر جهان با نابودی کفر رایج بگرداند.
آمین یا رب العالمین.
در قاموس شهادت واژه ای بنام وحشت نیست.
از همگی می خواهم که اگر بدی از ما دیدید عفو نمائید.
(خدایا خدایا تو را به جان مهدی تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار)
حاج یونس زنگی آبادی

وصیت نامه سردار شهید اسماعیل دقایقی
بسم الله الرحمن الرحیم
ربنا افرغ علينا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين.
خدايا! امت اسلام را صبر و استقامت عطا فرما تا در مقابل دشمنان خدا و كافران، پايداري كنند و سپس بر آنان غلبه كنند.
خدايا شهادت مي‏دهم كه غير از تو خدايي نيست و محمد (ص) رسول و فرستاده توست و علي (ع) وصيّ رسول خداست. سلام بر خاندان عصمت و طهارت. درود بر خميني كبير و سلام بر روحانيّت معظّم و امت حزب ‏اللَّه.
خدايا از تو مي ‏خواهم در هنگامي كه شيطان به سراغم مي ‏آيد، تو او را دور سازي و مرا قوّت و آرامش عطا فرمايي كه «لا حول و لا قوة الا باللَّه العليّ العظيم».
پدر و مادر گرامي در مقابل شما شرمنده‏ ام كه توفيق خدمت به شما و اجراي حقوق شما خيلي كم نصيبم گشت. بدانيد كه «انّا للَّه و انّا اليه راجعون» انشاءاللَّه خداوند به شما صبر عطا فرمايد و شما از جمله كساني باشيد كه مردم و خصوصاً خانواده شهداء، اسرا و معلولين را دلداري بدهيد و من هم دعاگوي شما هستم.
همسر محترمه! در اين حدود 5 سال زندگي از خصوصيات خوب تو بهره بردم و مرا بسيار احترام كردي كه لايق آن نبودم. پيوند من و تو با شعار اسلام و ايمان شروع شد و بعد سعي نموديم هر روزمان با روز ديگر متفاوت باشد و احكام اسلام را پياده كنيم و خوب مي‏داني كه راه من در ادامه اين زندگي و سير به عمل در آوردن عقيده به اسلام بوده است. چطور مي‏توانستم در خانه راحت باشم و كاري نكنم، در صورتي كه جان و مال امت مسلمان ايران به سوي جبهه سرازير است. انسان در برخورد با مصائب و مشكلات است كه لذّت ايمان و توجّه به خدا را درك مي‏كند و ا گر رفتن من مصيبتي برايت باشد مي‏داني كه «الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انّا للَّه و انا اليه راجعون». در تربيت ابراهيم و زهرا سعي خود را بنما؛ براي آنها دعا مي‏كنم و اميدوارم افرادي مفيد براي اسلام و خط ولايت اهل بيت عصمت و طهارت و ولايت فقيه باشند. بعد از من سعي كن با مشورت آقايان علماء در قم مثلاً آقاي راستي يا آقاي كريمي، منطقي‌‏ترين راه را براي خود انتخاب بنمايي كه انشاءاللَّه اگر بهشت نصيبم شد، يكديگر را در آنجا ملاقات كنيم. انشاءاللَّه با صبر و استقامت خود كه خدا بيشتر به تو دهد، اسوه‌ا‏ي در جامعه خود باشي.
برادران گراميم و خواهران محترمه!
براي شما نيز آرزوي صبر و استقامت در پيگيري اهداف اسلامي دارم. انشاءاللَّه بتوانيد با كار و فعاليت، خود را بيش از پيش وقف راه خدا و اسلام كنيد. جهاني كه امروز پر از فسق و فجور و خيانت ابرقدرتهاست، تلاش و ايثار مي‏خواهد. در راه حسين (ع) - سيدالشهداء - رفتن، حسيني شدن مي‏خواهد. انشاءاللَّه در پيروي از راه امام امت خميني كبير كه همان راه خدا و قرآن و اهل بيت (ع) است، موفّق باشيد. ديدن برادران رزمنده در خط اول كه با آرامش مشغول نماز هستند و با متانت، نيروهاي دشمن و تانكهاي او را مي‏بينند و با سلاح مختصر با آنان مقابله مي‏كنند، از تجلّيّات حسيني شدن اين امت است كه مرا به وجد آورده است. حقوق شما را آنطور كه بايد رعايت ننموده‌‏ام كه انشاءاللَّه مرا ببخشيد؛ من هم دعاگوي شما هستم.
خدمت كليه اقوام و فاميل و دوستان و آشنايان سلام عرض مي‏كنم و براي آنان توفيق در خط اسلام و قرآن بودن را آرزومندم. قطعاً نتوانسته‌‏ام حقوق شما را به خوبي رعايت كنم. انشاءا... مرا ببخشيد. از همة شما التماس دعا دارم. والسلام علي عبادالله الصالحين.
پاسدار اسماعيل دقايقي
سوم جمادي‏‌الثاني 1404 روز وفات حضرت فاطمه زهرا (س) اولين منادي حق ولايت و وصايت اهل بيت عصمت و طهارت (ع)

وصیت نامه شهید کلهر
« بسم رب الشهداو الصدیقین»
من طلبنی وجدنی
با سلام و درود بر محمد (ص) و امام زمان عج و نائب بر حقش امام خمینی رهبر بزرگ تمامی مسلمین و مستضعفین جهان...
خدایا شاهد باش به عشق تو به مسیر تو حرکت کردیم و اینک فقط پیوستن به تو را انتظار داریم.
خدایا من خواهان شهادتم نه به این معنی که از زندگی کردن در این دنیا خسته شده ام و خواسته باشم خود را ازدست این سختیها و ناملایمات دنیوی خلاص کنم بلکه می خواهم شهید شوم تا اگر زنده ام موجودی نباشم که سبب جلوگیری از رشد دیگران شوم تا شاید خونم بتواند این موضوع را جبران کند و نهال کوچکی از جنگل انبوه انقلاب را آبیاری کند...
می خواهم شهید شوم تا خونم به سرور شهیدان حسین علیه السلام گواهی دهد که من مانند مردم کوفه نیستم و رهرو راهش بوده ام...
بارالها خودت این سختیها را از دوش من بردار .
پدر عزیزم مرا ببخش که فرزند خوبی برایت نبودم و از من راضی باش تا خدا هم از من خوشنود گردد. و مرا بیامرزد و امیدوارم بتوانم با تقدیم خون ناچیز و جسم ضعیف خود به اسلام و قرآن رضایت خدا و شما را فراهم کنم. صبور باش و مبادا با بی صبری دلگیرم کنی.

وصيت نامه شهيد حميد باكري

سم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه سردار شهید حمید باکری
در این لحظات آخر عمر سر تا پا گناه و پشیمانی وصیت خود را می نویسم و علم کامل دارم
که در این ماموریت شهادت ، جان به پروردگار بزرگ باید تسلیم نمایم انشاالله که
خداوند متعال با رحمت و بزرگواری خود گناهان بیشمار
این بندة خطاکار را ببخشند .
وصیت به احسان و آسیه عزیز
1 )
انشاالله وقتی به سنی رسیدید که توانستید این وصایا را درک نمائید هر چند روز یکبار این وصیتنامه را بخوانید.
2 )
شناخت کامل در حد استطاعت خود از خداوند متعال پیدا نمائید در پی اصول اعتقادی تحقیق و مطالعه نمائید و تفکر زیاد نمائید تا به اصول اعتقادی یقین کامل داشته باشید .
3 )
احکام اسلامی را (فروع دین ) با تعبد کامل و بطور دقیق و با معنی بجا آورید .
4 )
آشنایی کامل با قرآن کریم که عزت‌بخش شما در این دنیای سرتا پا گناه خواهد بود داشته و در آیات آن تفکر زیاد بنمائید و با صوت خواندن قرآن را فرا گیرید .
5 )
از راحت طلبی و بدست آوردن روزی بطور ساده دوری نمائید . دائم باید فردی پرتلاش و خستگی ناپذیر باشید .
6 )‌
یقین بدانید تنها اعمال شما که مورد رضایت خداوند متعال قرار خواهد گرفت اعمالی است که تحت ولایت الهی و رسولش و امامش باشد بنابراین در هر زمان و هر موقعیت همت به اعمالی بگمارید که مورد تائید رهبری و امامت باشد .
7 )
به کسب علم و آگاهی و شناخت در تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب اسلامی اهمیت زیاد قائل شوید .
8 )
قدر این انقلاب اسلامی را بدانید و مدام در جهت تحکیم مبانی جمهوری اسلامی کوشا باشید و زندگی خودرا صرف تحکیم پایه های این جمهوری قرار دهید .
9 )
به اخلاقیات اسلام اهمیت زیاد قائل شده و آن را کسب و عمل نمائید .
10 )
در جماعات و مراسم به خصوص نماز جمعه ، دعای کمیل و توسل ومجالس بزرگداشت شهداء مرتب شرکت نمائید .
11 )
رساله امام را دقیق خوانده و مو به مو عمل نمائید .
12 )
حق مادرتان را نگهدارید و قدرش را بدانید و احترام و احسان به مادرتان را به عنوان تکلیف دانسته و خود را عصای دست ایشان نمائید .
13 )
در زندگیتان همواره آزاده باشید و هیچ چیز غیر از خدا و آنچه غیر خدائی است دل نبندید و بدانید که دنیا زودگذر و فانی است ، فریب زرق و برق دنیا را نخورید .
14 )
برحذر باشید از وسوسه های نفس و مدام به یاد خدا باشید تا از شر نفس و شیطان در امان باشید .
وصیّت به فاطمه :
1 )
می دانم در حق شما مدام ظلم کرده ام و وظیفه ام را بجا نیاورده ام ولی یقین بدان که خود را بنده ای قاصر و کم کاری میدانم و امید دارم که حلالم نمائید .
2 )
احسان و آسیه امانتهایی هستند در دست تو و مدام در تربیت اسلامی آنها باید همت گمارید و توجیه و کنترل مواردی که به آنها وصیت نموده‌ام به عهده شماست .
3 )
از کوچکی آنها را با قرآن آشنا کرده و به کلاس قرائت قرآن بروید .
4 )
از کوچکی آنها را در مجالس و مجامع خصوصا نماز جمعه ، دعای کمیل و یادبود شهداء شرکت بدهید .
5 )
درآمد یا پولی نداشته و ندارم که مهریه تان را بدهم انشا ا... که حلال خواهید کرد .
6 )
مقداری به مهدی مقروضم به شکلی که برایتان مقدور باشد پرداخت نمائید منتهی فشار مادی بیش از حد به خودتان در این مورد وارد نکنید .
7 )
انشاءالله که شما و عموم فامیل در یادبود من به یاد شهدای کربلا و امام حسین گریه و عزاداری نمائید و مرتب بیاد بیاورید که هستی دهنده اوست و باید شکر به مصلحت الهی گفت.
متاسفانه به علت نبودن وقت نتوانستم وصیتم را تمام نمایم از عموم آشنایان و فامیل حلالیت می‌خواهم انشاءالله همه خدمتگزار اسلام خواهند بود .

وصيت نامه سردار شهید حاج حسين خرازي

بسم رب الشهداء و الصديقين

بسم رب الصدیقین
خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام:
- ما لشگر امام حسینیم، حسین وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم كلامی‌ و دعایی جز این نباید داشته باشیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.»
- اگر در پیروزی‌ها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما، این شاید انكار خداست.
- اگر برای خدا جنگ می‌كنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش كنید. گزارش را نگه دارید برای قیامت. اگر كار برای خداست گفتنش برای چه؟
- در مشكلات است كه انسانها آزمایش می‌شوند. صبر پیشه كنید كه دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم.
- هر چه كه می‌كشیم و هر چه كه بر سرمان می‌آید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد.
- سهل‌انگاری و سستی در اعمال عبادی تأناثثیر نامطلوبی در پیروزی‌ها دارد.
- همه ما مكلفیم و وظیفه داریم با وجود همه نارسایی‌ها بنا به فرمان رهبری، جنگ را به همین شدت و با منتهای قدرت ادامه بدهیم زیرا ما بنا بر احساس وظیفه شرعی می‌جنگیم نه به قصد پیروزی تنها.
- مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسد، درست نمی‌نویسد.
- مسأله من تنها جنگ است و در همان جا هم مسأله من حل می‌شود.
- همواره سعی‌مان این باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یك الگو در نظر داشته باشیم كه شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند كه در این راه شهید شدند.
- من علاقمندم كه با بی‌آلایشی تمام، همیشه در میان بسیجی‌ها باشم و به درد دل آنها برسم.
وصیتنامه اول:
... از مردم می‌خواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم كه آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا می‌خواهم كه ادامه‌دهنده راه آنها باشم. آنهایی كه با بودنشان و زندگی‌شان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولین عزیز و مردم حزب‌الهی می‌خواهم كه در مقابل آن افرادی كه نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشا و بی‌حجابی زده‌اند در مقابل آنها ایستادگی كنید و با جدیت هر چه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید.
وصیت نامه دوم :
استغفرالله، خدایا امان از تاریكی و تنگی و فشار قبر و سوال نكیر و منكر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس. خدایا دل شكسته و مضطرم، صاحب پیروزی و موفقیت تو را می‌دانم و بس. و بر تو توكل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله زیادی نیست، خدایا به قول امام خمینی [ره] تو فرمانده كل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدام كافر را از سر مسلمین بكن. خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهكاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهره‌مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم ... می‌دانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممكن است زیاده‌روی كرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم كنید و آمرزش بخواهید.
و السلام
حسین خرازی - 1/10/1365

** وصیت نامه سردار عاشورايي بدر شهید مهدی باکری **

 

بسم الله الرحمن الرحیم



بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا الله، یا محمّد ،‌یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین
یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی
یا حسن یا مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تو ای ولی مان یا روح الله!
و شما ای پیروان صادق شهیدان.
خدایا! چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانیم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.
یا رب! العفو .
خدایا! نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی.
ای وای كه سیه روی خواهم بود.
خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!
هیهات كه نفهمیدم!
یا اباعبدالله شفاعت.
آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه كنم كه تهیدستم. خدایا! تو قبولم كن!
سلام بر روح خدا،
نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،‌عصر كفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.
عزیزانم
اگر شبانه روز شكرگزار خدا باشیم كه نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز كم است. آگاه باشیم كه سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.
ای عاشقان اباعبدالله!
بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛
بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نماییم تا بلكه قدری از تكلیف خود را شكرگزاری به جا آورده باشیم.
وصیت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فامیل؛
بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل كنید. پشتیبان و از ته قلب، مقلّد امام باشید، اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید كه راه سعادت و توشه آخرت است.
همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید كه سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل (علیه السّلام) برای اسلام به بار آیند. از همه كسانی كه از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار، بیامرزد.
خدایا ، مرا پاكیزه بپذیر.

وصيت نامه خلبان شهيد احمد كشوري

بسم رب الشهداء و الصديقين

خدایا شیطان را از ما دور كن
«بسم الله الرحمن الرحیم»
در مسلخ عشق جز نكو را نكشند
روبه صفتان زشت خو را نكشند
پایان زندگی هر كسی به مرگ اوست
جز مرد حق كه مرگش آغاز دفتر اوست.
هر روز ستاره ای را از این آسمان به پایین می كشند امّا باز این آسمان پر از ستاره است. این بار نیز در پی امر امام، دریایی خروشان از داوطلبین به طرف جبهه های حق علیه باطل روان شد و من قطره ای از این دریایم و نیز می دانید كه این اقیانوس بی پایان است و هر بار بر او افزوده می شود. راه شهیدان را ادامه دهید. كه آنها نظاره گر شمایند مواظب ستون پنجم باشید كه در داخل شما هستند.
بی تفاوتی را از خود دور كنید، در مقابل حرف های منحرف بی تفاوت نباشید.
مردم كوفه نشوید و امام را تنها نگذارید. در راهپیمایی ها بیشتر از پیش شركت كنید. در دعاهای كمیل شركت كنید. فرزندانتان را آگاه كنید. و تشویق به فعالیت در راه الله كنید.
و وصیت به پدر و مادرم:
پدر و مادرم! همچنان كه تا الآن صبر كرده اید از خدا می خواهم صبر بیشتری به شما عطا كند. فعالیتتان را در راه خدا بیشتر كنید. در عزایم ننشینید،‌ نمی گویم گریه نكنید ولی اگر خواستید گریه كنید به یاد امام حسین (ع) و كربلا و پدر و مادرانی كه پنج فرزندشان شهید شده گریه كنید، كه اگر گریه های امام حسینی و تاسوعا و عاشورایی نبود،‌ اكنون یادی از اسلام نبود. پشت جبهه را برای منافقین و ضد انقلاب خالی نگذارید،‌ در مراسم عزاداری بیشتر شركت كنید كه این مراسم شما را به یاد شهیدان می اندازد و این یاد شهیدان است كه مردم را منقلب می كند.
امام را تنها نگذارید.
فراموش نكنید كه شهیدان نظاره گر كارهای شمایند.
ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم.
موجیم كه آسودگی ما عدم ماست
والسلام
قطراه ای از دریای خروشان حزب ا…

وصيت نامه سردار شهيد حاج احمد كاظمي

بسم رب الشهداء و الصديقين

الله اكبر

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله

خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.

نمي‌دانم چه بايد كرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي‌كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين.

راستي چه بگويم، سينه‌ام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.

گرچه بدم ولي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا مي‌بيني، دوست دارم بنده باشم، بندگي‌ام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌كنم، از روي سركشي نيست. بلكه از روي ناداني مي‌باشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فكر مي‌كنم، مي‌بينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي كريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، كار خوب نكردن، بنده خوب نبود،... ديگر...

حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عكس نگاه مي‌كنم. از درد سختي كه تمام وجودم را مي‌گيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بي‌منتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم كه بايد سختي دوران را طي كنم. الله اكبر خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همة بندگان خوبت قسم مي‌دهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم، انشاء الله تعالي.

منزل ظهر جمعه 6/4/82

وصيت نامه شهيد سيد احمد پلارك
بسم ا... الرحمن الرحیم
سـتایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نـمود و اگر مـا را هـــدایت نمی کردما هـدایت نمی شــدیم السلام علیک یا ثارا... ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ، ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنـــده کردی اسلام را با خونت و با خون انــصار و اصــحاب باوفایت ای که اسلام را تا ابــــد پایدار و بیمـه کردید .
یا حسین(ع) دخیلم آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده و گرفتن انتقام آن سینه ســــوراخ شده می رویم . سخت است شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کـن تا بتوانیم بـرای یـاری دینت بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فــرمانبرداری به این رهبر و انقـــلاب عنایت بفرما . خـــــدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شـــــهداء شناختند به ما عطا فرما و شهداء را از ما راضـی بفرمــا و ما را به آنها ملحق بفرما .خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم و الله اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستــارالعــیوبی را بر می داشــتی میدانم کـه هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم . خدایا به رمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود . الهی عفو...

بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید ( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم )
که میدانم بر سر قبرم می آید .
ظهر عاشورا 24/6/1365
سید احمد پلارک

وصیت نامه شهید کاظم نجفی رستگار فرمانده لشگر 10 سید الشهدا (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الله راجعون.
ستایش خدای عزوجل را که مرا از امت محمد(ص) و شیعه علی(ع) قرار داد و سپاس خدایی را که مرا با آوردن حق، از ظلمت به روشنایی هدایت کرد و از طاغوت نجاتم داد و مرا از کوچکترین خدمتگذاران به اسلام و انقلاب اسلامی قرار داد.
امیدوارم که خداوند متعال رحمت خود را نصیب بنده گنهکار خود بفرماید و مرا به آرزوی قلبی خود یعنی شهادت فی سبیل الله برساند که این را تنها راه نجات خود می دانم و آرزوی دیگرم این است که اگر خداوند شهادت را نصیب بنده گنهکار خود کرد، دوست دارم با بدنی پاره پاره به دیدار الله و ائمه معصومین، به خصوص حضرت سید الشهدا(ع) بروم.
من راهم را آگاهانه انتخاب کرده ام و اگر وقتم را شبانه روز در اختیار این انقلاب گذاشتم، به این دلیل بوده که خود را بدهکار انقلاب و اسلام می دانم و انقلاب اسلامی بر گردن بنده حق زیادی داشته که امیدوارم که توانسته باشم جزء کوچکی از آن را انجام داده باشم و مورد رضایت خداوند بوده باشد.
پدر و مادر و همسر و برادران و خواهران و آشنایانم مرا ببخشند و حلالم کنند و اگر نتوانستم حقی که بر گردن من داشته اند ادا کنم، عذر می خواهم. برای پدر و مادر و خواهران و برادرانم از خداوند طلب صبر می نمایم و امیدوارم تقوا را پیشه خود قرار دهند.
از همسرم عذر می خواهم که نتوانستم حقش را ادا کنم و چه بسا او را اذیت فراوان کرده ام و از خداوند طلب اجر و رحمت برای او می کنم که مدت زندگی مشترکمان صبر زیادی به خاطر خداوند انجام داد و رنجهای فراوان کشید.
از تمام اقوام و آشنایان و دوستان طلب حلالیت و التماس دعا دارم. به علت وضعیت جنگ، مدت سه سالی که در جبهه بودم، نتوانستم امر واجب خود یعنی روزه را انجام بدهم... موتورم را برای جبهه در نظر گرفتم.
والسلام علیکم و رحمت الله
کاظم نجفی رستگار
ساعت 1 شب
مورخ 3/2/62
شوش (جفیر)

وصیت نامه شهید محمد رضا موحد دانش
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر امام زمان و درود بر شهیدپروران راه خدا و مرگ بر کفار . اکنون شما که این نامه را می خوانید خدا میداند که در کجا بسر میبرم اما از شما می خواهم که بدون اینکه کوچکترین ناراحتی را به خود راه دهید این نامه را بخوانید ، من حسرت یک آخ را بر دل دشمن گذاشتم شما هم با صلابت خودتان داغ دیگری بر دل دشمن بگذارید ، من خوشحالم که جانم را نثار اسلام و مکتب محمد ( ص ) و علی ( ع ) میکنم و افتخار میکنم که ایدئولوژی من اسلام است اسلامی که به من فهماند چگونه بیندیشم و چگونه راهم را انتخاب کنم ، خمینی کبیر با انقلابی که همراه خود آورد باعث شد من از این بعد بیرون بیایم و بتوانم با اسلام از بعد مذهبی بیشتر برخورد کنم ، اکنون در این زمان از انقلاب امام ما هل من ناصر ینصرنی صدا میزند بر ملت مسلمان ایران واجب است که بر این پیام امام لبیک بگویند و این درخت را با خون خود سیراب کند . میتوانیم با نثار خون خود خونی را که در مقابل اسلام ناچیز است زمینه ساز حکومت حضرت مهدی ( عج ) باشیم . من با پیام حسین زمان خمینی کبیر دیگر نتوانستیم طاقت بیاورم و برای احیای اسلام عزیز و انجام وظیفه خود داوطلبانه بر جبهه حق علیه باطل برفتم . در این موقعیت که عاشورای حسینی بار دیگر در ایران تکرار می شود باید با شرکت خود از اسلام پشتیبانی کنیم و اگر در این میدان زنده ماندیم شاهد پیروزی بزرگی که همان پیروزی مسلمین بر کفار است خواهیم بود و اگر کشته شویم با مقام والای دست یافته و راه حسین را رفته ایم خداوند ما را دارد آزمایش میکند چون ما می دانیم که آزمایش شویم حال که حق و حقیقت را میدانیم و به پوچ بودن دنیا اعتقاد داریم پس چرا خودمان را گول بزنیم و جزء راه الله راانتخاب کنیم پدرم ، مادرم بدانید که شهادت حد نهایی تکامل انسان است و آماده از دست دادن دیگر فرزندان خود در راه میهنت و خدا باشید و کوه باشید و چون کوه استقامت کنید لحظه ای از نام خدا غافل مباشید و برای فرزندان خود آرزوی پیوستن به سرور شهیدان حسین ابن علی ( ع ) را داشته باشید و بر خودتان ببالید که امانت خدا بخود خدا برگردانیده اید . اگر زنده بودم همیشه یک راه را انتخاب میکردم و همچنانکه انتخاب کردم راه الله شهادت و ایمان یکتاپرستی بود چون من از سرورم حسین درس مبارزه و جهاد و درس شهادت را یاد گرفته ام ، من آموخته ام که زندگی مادی نکبت بار است و نباید منتظر باشیم که مرگ ما را فرا گیرد خودتان را مهیای سفر آخرت کنید فراموش نکنید امام زمان شما حضرت مهدی ( عج ) است لحظه ای از دعا برای سلامتی ایشان غفلت نکنید گرفتاریهای خود را به واسطه ایشان حل و رفع کنید با تمام قدرت کوشش کنید تا هر چه زودتر امام زمان حضرت مهدی ( عج ) ظهور فرماید . اطلاعات و معرفت خود را به امام زمان زیاد کنید و سعی کنید دلتان با محبت به امام انس بگیرد . ای برادران پیوسته در راه اعتلای اسلام عزیز کوشا و تمامی فرامین امام را به جان و دل پذیرا باشید . ( و زمان زمان حسین و ایام عاشورا )ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید . خواهران و برادران در هر زمان منافقین بوده اند که خواسته اند با اسلام مبارزه کنند از شما می خواهیم که هیچ وقت بمن ناکام نگویید چون در نهایت کام را گرفتم و این خودش بهترین نعمتهای خدا بمن است . به یکدیگر
تبریک بگویید و به انقلابیون بگویید جان او هدیه ای برای امام امت خمینی بت شکن و راه خداست و بگویید فقط برای خداوند متعال به جهاد رفته و شهید شده . از شما می خواهم که نگران حال رهبرمان امام خمینی باشید و اگر مسلمان هستید واقعا ذره ای بمال این دنیا دل نبندید زیرا که هر چه بیشتر مال و زر و سیم داشته باشید آتش دوزخ هم برای شما بیشتر است پس با مال و جان خود دنیای آخرت را برای خود خریداری کنید ، الدنیا مزرعه الاخره دنیا کشتزار آخرت است . خدایا ترا به یگانگیت قسم میدهم شهادت در راه اسلام را نصیبم کن و این بنده حقیرت را جزء غلامان سرور شهیدان حسین ابن علی ( ع ) قرار بده . خدایا بحدی گناه کردم و از فرمان تو سرپیچی کردم که شرمنده مرا از بخشنده شدگان درگاه خود قرار بده .
پروردگارا آنچنان لطفی در حق من بنما که در آخرین لحظات عمرم نام ترا به زبان داشته باشم .
والسلام محمد رضا موحد دانش
دوشنبه 28/2/1360
مطابق 10 رجب 1401
شهید : محمد رضا موحد دانش نام پدر : غلامحسین
محل تولد : تهران
سال تولد : 1340
محل شهادت : ام الرصاص عملیات فتح المبین
سال شهادت : 10/2/1361
محل دفن : گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) تهران

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 7:32  توسط موسسه حبل المتین  |